ایران‌ دیدنی

اولین اثر طبیعی ثبت شده در یونسکو هم از…

با توجه به اخبار رسیده از دوستداران بیابان لوت (سایت یاردانگ) ، متاسفانه تخریب زیست محیطی در بیابان لوت اولین اثر طبیعی ثبت شده ایران در یونسکو رقم خورده است و با دادن مجوز برای حفر و اکتشاف معدن راه برای اینگونه تخریب‌ها باز شده است. بیابان لوت اثری که به صورت جهانی در سازمان یونسکو ثبت شده با عوارض و منظر‌های فوق العاده خود می‌تواند با جذب گردشگر داخلی و خارجی در صنعت توریسم، اقتصاد نابسامان این بخش را با مدیریت صحیح به تحرک وادارد. اخبار حاکی از آن است که در منتهی الیه استان کرمان مجوزی برای معدن سنگ‌های قیمتی اخذ شده و در چند روز گذشته تحرکاتی توسط ماشین‌‌های سنگین در منطقه‌ای در جوار کوه ملک‌محمد در بیابان لوت به چشم می‌خورد. امیدواریم تا پایگاه بیابان لوت که خود نهادی نظارتی بر عملکرد دیگر سازمان‌ها در عرصه حفاظت شده بیابان لوت است بتواند با پیگیری مناسب خود در جهت ممانعت و جلوگیری از چنین تحرکاتی قبل ار شروع هرگونه عملیات اجرایی در بستر این بیابان ارزشمند کوشا باشد. اخبار بیابان لوت و اخبار تکمیلی این تعرض را از طریق لینک + سایت خبری و اطلاع رسانی یاردانگ میتوانید دنبال کنید

ویژه سفر

باران در کنیا هم به راحتی نرسید

گزارش: سروش نفیسی: باران در کنیا هم به راحتی نرسید.

خبر شوکه کننده بود، بچه شامپانزه‌ای چهارساله که پس از درگیری‌های فراوان از ایران به کنیا فرستاده شده بود در پناهگاه شامپانزه‌های Sweetwaters که مکانی مخصوص برای اینگونه شامپانزه‌ها است، با درگیری با بزرگسالان هم گونه خود آسیب جدی دید و با وجود تلاش دامپزشکان مستقر در آن مرکز از دست رفت.

باران نامی که دکتر ایمان معماریان برای این شامپانزه انتخاب کرده بود از ابتدای حیات نیز با بی‌مهری مادرش روبرو و در آستانه مرگ قرار گرفت و دکتر معماریان پزشک وقت باغ‌وحش ارم با تلاش بسیار توانست او را نجات دهد و سرپرستی بچه شامپانزه را قبول کند. حرف و حدیث‌های بسیاری از ابتدا جریان گرفت و با استعفای دکتر از سمت مدیر باغ‌وحش بیشتر هم شد. باران دیگر بزرگ شده بود و عادتی که بین انسان و حیوانی با درجه هوش بالا پیش آمده بود به ظاهر گسستنی نبود. اما با طرح شکایت مدیریت باغ‌وحش برای بازپس گیری این بچه شامپانزه مشخص بود که عاقبتی خوب در انتظارش نخواهد بود. عاقبتی که به باغ‌وحش‌های ایران برسد با آن عدم نظارت و بدون استاندارد بودن قفس‌ها از یک طرف و موضع گیری‌هایی که مدیریت جدید در قبال این بچه کوچک که شاید هدف تیری برای ضربه به دکتر معماریان بود از طرف دیگر منجر به حکمی به انتقالش به باغ‌وحش ارم شد. با این وجود و برای آنکه ضربه روحی کمتر برای حیوانی که از قفس و محیطی که با آن آشنایی نداشت روبرو شود، معماریان به مدت حدود ۳ ماه در کنار باران و درون قفس جای گرفت و در روزی که از ورود او به باغ‌وحش ممانعت به عمل آوردند دیگر برای باران آغوش گرم و پر محبت دکتر  خبری نبود و با وجود انسی که پیش آمده بود باران به یقین دچار شوکی وحشتناک شد. به هر جهت حکم اجرا شد و باران در قفسی بدون حامی و سرپرست خود قرار گرفت و پس از آن با پیگیری‌های فراوان دکتر معماریان با پناهگاه‌های شامپانزه‌‌ها، باران بعد از اشتباه باغ‌وحش ارم و قرار دادن مادرش در کنار نرها و کشته شدنش و همچنین قرار دادن ببر ماده در کنار ببر نر برای تولید مثل و کشته شدن ببر ماده، با توجه به فشار افکار عمومی بالاخره باغ‌وحش نیز که ضربه‌‌های فراوانی از شبکه‌های اجتماعی و مردم دلسوز برای وضعیت نابسمان باغ‌وحش ارم خورده بود به ناچار با انتقالش موافقت کرد.

قرار بود تا ابتدا باران به مرکزی در انگلستان یا هلند منتقل شود اما با مخالفت سازمان محیط زیست و باغ‌وحش ارم، باران به کنیا و پناهگاه شامپانزه‌های Sweetwaters منتقل شد تا بتواند باقی عمر خود را در جایی با استانداردی بالا و در کنار هم‌نوعان خود سپری کند. خبری مسرت‌بخش که بسیاری از دوست‌داران حیات‌وحش را خوشحال کرد، این امر میسر نبود جز با تلاش‌های دکتر معماریان به عنوان تنها حامی بزرگ و سرپرست اصلی باران که بالاخره به نتیجه رسید. اما سایه مرگ هنوز هم بالای سر باران چرخ می‌زد و بالاخره پس از سپری شدن دوره قرنطینه ۹۰ روزه، باران به جایی در جوار خانه اصلی شامپانزه‌های بالغ در آن پایگاه منتقل شد. جایی که بنا بود شامپانزه‌ها از دور همدیگر را نظاره‌گر باشند و در مرحله بعدی باران به جمع آنها بپیوندد. متاسفانه با سهل‌انگاری ایجاد شده و شیطنت باران که از غرایز اصلی و طبیعی‌اش بود، توانست راه به تونلی در جوار شامپانزه‌ای بالغ پیدا کند و با درگیری بوجود آمده توسط بزرگان هم‌گونه خود و جراحات فراوانی که بر بدنش وارد شد، باران کشته شد.

خبر بر روی سایت و اینستای پایگاه کنیا درج شد و به اطلاع دکتر معماریان هم رسید و در حال حاضر با وجود شوکه شدن همه دوست‌داران باران و پرسش‌های فراوانی که در این رابطه وجود دارد، مراتب از طریق آقای دکتر معماریان و همین‌طور روابط عمومی باغ‌وحش ارم در حال پیگیری است. پیگیری که شاید در آینده شاهد اینگونه سهل انگاری‌ها نباشیم.

ایران‌ دیدنی

روستای نای‌بند این بار در نقش زده شده از…

روستای نای‌بند در استان خراسان جنوبی و حاشیه بیابان لوت دور افتاده‌تر از هر مکان که با زیبایی منحصر به فرد خود مشتاقان را به سمت خود می‌کشاند، این‌بار از بوم نقاشی و رنگ خود را به جهانیان عرضه کرد. سرکار خانم ناهید هاوشکی از استان کرمان که عکسی از این روستای زیبا را دیده بود و مصمم شد تا نگاه خود را به روی کاغذ نقاشی آورد و با رنگ و آب به آن جان دهد. نقاشی این جوان ایرانی + توانست در مسابقه آبرنگ چین مقام سوم و همین طور در جشنواره بین المللی آبرنگ که در کشور ایران برگزار شد جزو پنج مقام اول جشنواره شود. این مهم از آنجا بیشتر جلوه میکند که ایشان تاکنون این روستای پلکانی را از نزدیک ندیده‌اند و تنها با دیدن یک تک عکس از آن توانسته اند این‌چنین زیبا قلم را بر روی کاغذ رقص دهند.

روستای نای‌بند که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و در جنوب شهرستان طبس و در کنار جاده شهرستان طبس در استان خراسان جنوبی به شهرستان راور در استان کرمان قرار دارد. این روستا مشرف به کویر لوت و در دامنه کوهستان است و از توابع بخش دیهوک در دهستان کویر به حساب می‌آید.

ایران گردی

جشنواره و نمایشگاه یا جمعه بازاری چند روزه؟

گزارش: سروش نفیسی

امسال هم بالاخره پس از عبور از پیک‌های کرونایی سال قبل که منجر به عدم برگزاری جشنواره و نمایشگاه‌های سفر و اکوتوریسم، آفرود و کمپینگ شد، شاهد بازگشایی چهارمین جشنواره و نمایشگاه سفر، اکوتوریسم، آفرود و کمپینگ در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در اتوبان چمران بودیم. این مهم در دو سالن ۱۰ و ۱۱ نمایشگاه اجرا شد که متاسفانه با وجود عنوان بلندی که داشت از کمیت و کیفیت کمی برخوردار بود. نمایشگاه امسال باز هم با وجود عدم حضور شرکت‌های بزرگ و مطرح در این صنعت، با استقبال انبوه بازدیدکنندگان مشتاق در این زمینه بازگشایی شد. در جشنواره و نمایشگاه امسال خبری از برند‌های خاص و مطرح نبود و در بسیاری از غرفه‌های آن چیزی که عرضه می‌شد اجناس بدون کیفیت پوشاک یا مختصری از تجهیزات کمپینگ برای فروش بود که با استقبال زیادی هم مواجه شده بود. ظاهرا باید به این عادت داشته باشیم که هرسال نسبت به سال‌های قبل افت قابل ملاحظه‌ای از کمیت و کیفیت را در چنین نمایشگاه و جشنواره‌هایی شاهد باشیم، صنعتی که با افزایش زیادمخاطبین خود طی این سال‌ها، می‌تواند به درستی و با مدیریت صحیح به سمتی رود که آگاهی مخاطبان خود را بالا ببرد.

امسال با وجود همه‌گیری کووید ۱۹ انتظار می‌رفت تا سالنی برای جمعیتی که پیش بینی هم می‌شد به تعداد زیاد برای بازدید مراجعه کنند بزرگ‌تر و دارای درهای بیشتر برای تهویه بهتر باشد که متاسفانه این‌چنین نبود و ازدحام به یقین خطر همه‌گیری را بیشتر می‌کرد. از جنبه‌های مثبت نمایشگاه امسال حضور چهار غرفه از محصولات موتورهای سفری و همین‌طور آگاهی رسانی‌های مربوط به این چنین سفرها بود که جای خالی آن در سال‌های قبل احساس می‌شد. از شرکت‌های خودرویی نیز تنها یکی از پرحاشیه‌ترین آنها شرکت کرده بود که عملا چیزی برای گفتن و عرضه جز نمایشی بدون رقیب به همراه نداشت. برای تجهیزات کمپ هم تنها یکی از مشهورترین فروشگاه‌ها آنهم صرفا برای عرضه چادرهای بزرگ و کوچک خود حضور داشت که با غرفه بزرگ خود می‌توانست عرضه بیشتری از محصولات خود را در دست داشته باشد که این‌چنین نبود. یکی از عناوین جشنواره هم اکوتوریسم بود که هیچ شرکت و غرفه‌ای برای این مهم دیده نمی‌شد.

در کل با عملکرد ضعیفی که در این چهار روز شاهد بودیم به جز مواردی که بیان شد، می‌توان گفت نمایشگاه نتوانسته بود خوراک خوبی برای مشتاقان این رشته از زیرمجموعه صنعت گردشگری باشد. چرا که همزمان در شهر آفتاب و دریاچه خلیج فارس (چیتگر )هم به نوعی نمایشگاه‌های دیگر تقریبا با همین عناوین برپا بود که اگر همه آنها در یک جا با فضایی باز همانند دریاچه خلیج‌فارس اجتماع داشتند، هم از بابت تنوع حضورشرکت‌ها و حوزه های گردشگری و هم از نظر کنترل شیوع بیماری می‌توانست امکانات بیشتری برای مخاطبین ارایه شود. امید که در سال دیگر برپاکنندگان اینگونه تجمعات با دعوت از شرکت‌های مطرح و بزرگ، برای بازدیدکنندگان احترام بیشتری قائل شوند و در جهت برآورده کردن انتظارات در شأن مخاطبین این صنعت گام بردارند.

ویژه سفر

دکتر پرویز کردوانی پدر علم بیابان

با وجودی که بیابان در ایران گستره جغرافیایی زیادی دارد، افراد انگشت شماری مطالعات جامع و کافی را در مورد این ارزش طبیعی خاص در ایران داشته‌اند. افرادی چون پروفسور احمد مستوفی، پروفسور محمودی و پروفسور کردوانی که به صورت کامل بر روی کل شاخصه‌های بیابان و یا جزیی از آن به صورت تخصصی کار کرده و تحقیقات خود را انجام داده‌اند.

متاسفانه با خبر شدیم که پروفسور پرویز کردوانی پدر علم بیابان که دغدغه‌های محیط زیستی فراوانی را برای کل محیط زیست ایران داشت امروز ۲۸ مرداد ماه ۱۴۰۰ دارفانی را در سن ۹۰ سالگی وداع گفت. پرفسور پرویز کردوانی جغرافیدان ایرانی و دارندهٔ مدال ملی و نشان عالی دانش در ایران بود که در پنجمین همایش چهره‌های ماندگار (سال ۱۳۸۴) به عنوان چهرهٔ ماندگار در زمینه جغرافیا معرفی شد.

اسطوره‌هایی چون پروفسور کردوانی، محمودی و مستوفی برای جامعه علمی کشور به خصوص در حوزه محیط زیست وزنه‌های سنگینی داشته که هنوز هم از یادداشت‌ها و گزارشات و کتابهای آنان در تمامی تحقیقات و بررسی‌ها استفاده میشود. لازم به ذکر است درگذشته از سه آتش فشان جوان بیابان لوت و به دلیل قدردانی از زحمات ایشان و پرفسور محمودی دو آتش‌فشان به نام‌های ایشان نامگذاری شده‌اند.

عکس برگرفته از دو آتش فشان کردوانی و محمودی در بیابان لوت شمالی است.

عکس و گزارش از سروش نفیسی

ایران‌ دیدنی

سالروز ثبت جهانی اولین اثر طبیعی ایران، بیابان لوت

روز ۲۷ تیرماه پنج سال پیش بود که بیابان لوت به عنوان اولین اثر طبیعی ایران در چهلمین جلسه سازمان جهانی یونسکو پذیرفته شد، کاری که از سالها پیش با تشکیل پرونده در این سازمان جهانی شروع شد و متخصصان بسیاری روی آن کار کردند و بالاخره با همت آقای دکتر مهران مقصودی به عنوان ریاست موسسه جغرافیا که یکی از قدیمی­‌ترین موسسات تحقیقاتی دانشگاه تهران است و با همکاری دیگر همکارانشان به انجام رسید.

بیابان لوت با داشتن خصوصیات منحصر به فرد زمین شناختی و عوارض خود توانست جهانی شود و نیاز است تا با اهمیت دادن به آن و در اولویت قرار دادن این بیابان در تمامی زمینه‌های گردشگری، علمی، فرهنگی و تاریخی در نگهداشت این بیابان ارزشمند در آن لیست اهتمام ورزید.

از مراحل ثبت این اثر طبیعی و جهانی شده می‌توانید در سایت یاردانگ + بخوانید.

 

ایران‌ دیدنی

اینجا ایران است

(عکس و مطلب: سروش نفیسی)

نمیدانم از چه زمان بود که این فکر در ما بوجود آمد که تافته‌ای جدا بافته از دیگر جهان هستیم! هرچه بود آن واقعیتی نبود که شامل حال ما شد و برای همین گریبانمان را گرفته و ول نخواهد کرد. چرا از یاد برده‌ایم اینجا ایران است! ولی نه آن ایرانی که مهد تمدن‌ها خواندیمش و فکر کردیم از جهانیان بالاتریم. هر روز اتفاقاتی رخ می‌دهد که ما را به این باور برساند که در جهان سوم و در کشوری با مدیریتی من در‌آوردی زندگی می‌کنیم. بسیاری از اتفاقات ساده‌ای که در این مملکت روی میدهد برای دیگر ممالک ساده است، اما ما همین ساده‌ها را هم نمی‌توانیم مدیریت کنیم. شاید وقت آن است درک کنیم توقع و نگاهمان آن نیست که باید باشد

امید به زندگی در بسیاری از کشورها برای افراد سالخورده بسیار بالا است و در ایران از سن ۶۰ سالگی به بالا تفهیم می‌شوی که کم کم باید رخت و لباست را برداری و برای دیار باقی آماده شوی! در همه جا قانون‌ها و برخوردها روز به روز بر این مورد بیشتر پافشاری می‌کنند و به مرور امیدی را به آینده نخواهی داشت. این روزها جهان در حال واکسینه شدن در مقابل ویروسی ناشناس است و ما هم با مدیریتی فشل خواستیم این مهم را اجرا کنیم، خواستیم نشان دهیم ما جهان سوم و در کشوری از آن جنس نیستیم، همان طور که میخواستند بازهم ما را جور دیگر نشان دهند. فراخوان به عمل آمد برای افراد بالای ۸۰ سال و خود دیدم برای اولین بار که این ثروت‌های میهنم چطور به خود و سن خود می‌بالیدند که ما ۸۰ سال به بالا هستیم و واکسن را دریافت می‌کردند. اما چه شد؟ آنهمه غرور کاذبی که داده شد به کجا رفت؟ نتوانستیم برای چند صباحی این غرور کاذب را هم برایشان نگه داریم! مدیریت فشل از عهده نگهداری دوز دوم واکسن هم عاجز بود و همه داشته‌هایش را صرف دیگران کرد. دوز دومی که باید برای کسانی که دوز اول را دریافت کرده‌اند نگهداری می‌شد را برای اقوامشان برای دوستان برای مدیران برای آشنایان صرف کردند و کاسه چه کنم بر دست. ساده بود ولی ما از همین سادگی‌ها هم عاجزیم! شاید هم مشکل از درس ریاضی باشد که ندانستند اگر هر مقدار دوز واکسن را وارد می‌کنند باید نصف آن را برای دوز دوم نگه دارند، هر چه هست آن نیست که باید

هنوز از بی‌کفایتی توزیع واکسن برای پدر و مادرانمان نفس به جا نیاورده بودیم که خبر تکمیل شد. اتوبوس حامل خبرنگاران …. آخر مگر می‌شود؟ شما را قسم می‌دهم با روح و روانمان بازی نکنید! ایران است، ایرانی هسته‌ای، ایرانی که ماهواره به هوا فرستاده، ایرانی که قرار است در همه عرصه‌ها پیشتاز باشد. پس چه شد؟ اتوبوسی از دهه ۶۰ خراب و بدون ضابطه را چه کسی برای جوانانی که دلشان برای محیط زیست میطپید مهیا کرد؟ در آذربایجان اتوبوس مدرن وجود نداشت یا نمیخواستیم هزینه زیادی را سربار سازمان محیط زیست کنیم؟ واقعا چه شد؟ اینهم باز فراموشمان خواهد شد تا داستان تراژیک بعدی؟ آیا واژگونی اتوبوس دانشگاه آزاد در همین بیخ گوشمان تهران را از یاد بردیم؟ بگویم حادثه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران که میگویید یادتان نیست، سانچو را چی؟ باز هم بگویم؟ از سقوط هواپیماها، یا … بس نیست؟ تو را به جانتان قسم میدهیم توقعی را برایمان ایجاد نکنید و بگذارید بدانیم چه جایگاهی داریم. آن وقت نه گلایه میکنیم و نه توقعی هست، می‌دانیم در چه حدی هستیم و دیگر نق هم نمیزنیم

عکس مرد سالخورده ای را نشان میدهد که در کتابخانه عمومی بوستون ایالت ماساچوست آمریکا در حال مطالعه است. بوستون یکی از شهرهای آمریکا است که امید به زندگی توسط افراد سالخورده در آن بالا است و کسی به آنها از کار افتاده نمیگوید

ایران‌ دیدنی

گل های نرگس با عطری بهشتی

گزارش و عکس : سروش نفیسی

این روزها در همه جا عطر خاصی پیچیده! عطری که با یک نفس شما را سرمست و شاد می کند! عطر گلی که با زیبایی خاص، همانند اسم زیبایش در همه جا مشهور شده است و طراوت خاصی را با بوی خود به جان‌ها میدهد.

در خیابان‌ها، چهار راه‌ها، مغازه‌های گل فروشی، دفترهای کار و خانه ها، همه جا عطر بهشتی گل زیبای نرگس پیچیده است. گلی که با آمدن آن همه جا زیبا می شود و گویی نشانی از بهشت به زمین میرسد و به نوعی نیز نوید در راه بودن بهار را با خود به همراه دارد. کافی است تا با هر فکر و اندیشه ای سر در میان دسته‌های این گل‌های زرد و کوچک کنی و لبخند را بر روی لبان خود ببینی!

نرگس از خانواده نرگسیان و تیره Narcissus می‌باشد که گیاهی دائمی و پیازدار می‌باشد. پیازهای آن درشت و دارای ورقه ‌های فلسی یا مطبق است ، به عبارت دیگر پیاز آن می‌تواند چندین سال متوالی گل دهد و گل آن همه ساله درشت‌تر گردد. این گیاه پیازدار با ارتفاع بین ۳۰ تا ۴۵ سانتی متر و با گل‌های۳ تا ۸ تایی در فصل زمستان به گل می‌نشیند و حدود گل‌دهی آن، ۴۵ روز یعنی از اوایل دی ماه تا اواسط بهمن ماه می‌باشد. گلهای نرگس به رنگ سفید، زرد، نارنجی، کم پر و پُر پر هستند. برگهای این گیاه از بن ریشه بصورت صاف یا شیاردار بیرون می‌آیند و در طول ساقه قرار می‌گیرند. پرورش و نگهداری نرگس‌ ها شاید آسان ترین و مطمئن ‌ترین کشت از میان تمام گلها دارا بوده و برای افراد مبتدی در باغبانی گیاهی ایده‌آل است. در برخی نواحی ایران گیاه نرگس به صورت خودرو و طبیعی در دامان طبیعت وجود دارد.
استان فارس علی الخصوص شهرستان کازرون که در غرب شیراز واقع شده محل کشت و برداشت گل نرگس بوده و این شهرستان در استان فارس مقام اول را در تولید گل های نرگس دارا بوده که گونه‌ های متعددی همچون نرگس شش پر، شهلا و معمولی را شامل می‌شود که از میان آنها نرگس شهلا به جهت داشتن زیبایی و بوی ویژه مشهور است. بخش اعظم نرگس زارهای فارس در منطقه «جره»، «بلبلک»، «سرمشهد»، «فامور» که همگی در بخش جره و بالاده قرار دارد واقع شده است و نرگس های این منطقه به صورت طبیعی و دیم، با آب باران آبیاری شده و به همین دلیل از عطر و بوی خاصی برخوردار هستند.
بوته ھای نرگس این دشت ھای وسیع در بهمن به گل می نشینه و منظره‌ای چشم نواز را به ھمراه رایحه های بهشتی به گردشگران عرضه می کند. اگر چه در برخی مناطق دیگر فارس ھمچون خفر، شیراز و فراشبند دشت های نرگس وجود داره اما کیفیت نرگس زارھای شهرستان کازرون بسیار بالاتر بوده و عطر و طراوت منحصر به فردی را دارا است.

هوبره ایران‌ دیدنی

هوبره قاچاق دیگری در حیات وحش

گزارش: سروش نفیسی

داستان حیات وحش در ایران سالهاست، به سمتی می‌رود که پایان خوشی را نخواهد داشت. در طی سالیان اخیر شاهد آن هستیم که گونه‌های بسیاری از جانوران یا به خط انقراض رسیده‌اند و یا به نزدیکی آن و این دست‌اندازی در طبیعت ابعاد گسترده و گوناگونی را دارد که تنها با رسیدگی به تمامی آنها می‌توان تا حدی به کنترل و افزایش حیات وحش رسید.
این‌بار داستان به مانند نجات یوزپلنگ آسیایی و کمپین‌ها و نهاد‌های فعال در این زمینه نیست که بتوان پایشی را انجام داد و فرهنگ جامعه را به سمت دلسوزی و اهمیت به آن رساند.
هدف اینبار پرنده‌ای مهاجر است که با نام هوبره یا آهوبره و در زبان محلی‌ها چنس، آنهم در بیابان‌های جنوبی ایران  که شاید بهتر بگوییم هوبره پرنده‌ای برای قاچاق!

هوبره پرنده مورد علاقه شکارچیان و قوش بازان کشورهای حاشیه خلیج فارس است و برای همین اقبال زندگی در دشت‌های ایران از این پرنده زیبا گرفته شده است.
زنده‌گیری این پرنده برای قاچاق به این کشورها نه تنها ضربه کاری به نسل این پرنده می‌زند بلکه توسط شکارچیان زنده‌گیر این پرنده و به دلیل تخریب منابع طبیعی و پوشش گیاهی برای ایجاد دیواره‌ای که در انتهای آن دام گسترده شده، ضربه شدیدی به عرصه منابع طبیعی آن هم در بیابان‌هایی که پوشش گیاهی فقیر دارند میزنند.

هوبره پرنده‌ای است که برای پرواز ابتدا بر روی زمین می‌دود و سپس بال‌ها را می‌گشاید و پرواز می‌کند. پرنده وقتی مواجه با خطر شود و یا در حال تغذیه و دانه برداری است بر روی زمین راه می‌رود و همین سبب می‌شود تا تله‌ها را بر این اساس درست و جاسازی در بوته‌ها کنند.

هوبره پرنده‌ای کوچ‌رو است و در اوایل پاییز تا زمستان از چین یا روسیه به دشت‌های ایران مهاجرت می‌کند. قاچاق هوبره نه برای گوشت آن بلکه برای بازآموزی به صورت شکار برای پرنده‌های شکاری در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و بیشتر قطر هدف زنده‌گیری این شکارچیان قرار می‌گیرد.
قاچاق حیات وحش کلا دارای نظامی خاص و مافیایی است که از خرده‌پاها و دلالان شروع شده و به شبکه بزرگی می‌رسد که کالا را به مقصد اصلی می‌رساند. متاسفانه به دلیل عدم توجه مورد نیاز به این پرنده زیبا این شبکه در جنوب ایران بسیار گسترده بوده و نسل آن با آهنگ تندی به سمت انقراض پیش می‌رود.

هوبره لانه خود را بر روی زمین و لابلای بوته‌ها استتار می‌کند و تخم‌‌ها بدون حفاظ خاصی در دشت و درون لانه پرنده قرار دارد. متاسفانه شبکه قاچاق این پرنده تخم‌ها را نیز مورد تاراج قرار داده و از هیچ چیز این پرنده حتی مرده آن نمی‌گذرند. قاچاق هوبره با مبلغ بسیار ناچیز و حدود یک میلیون تومان شروع شده و در نهایت در بازار‌های کشورهای حاشیه خلیج فارس تا مرز باورنکردنی ۱۰ هزار دلار هم به فروش میرسد و به تفریح پرنده‌بازان شکاری در می‌آید.

با تلاش‌های بسیار سازمان محیط زیست تا کنون باندهای قاچاق این پرنده ارزشمند ضربه خورده‌اند اما تا برچیده شدن سیستم قاچاق و مافیای آن به دلیل‌های فراوان راه درازی را در پیش داریم.

دریاچه برم فیروز ایران‌ دیدنی

دریاچه‌ای بر بلندای استان فارس

گزارش و عکس : سروش نفیسی

در دامنه کوه های زاگرس، شهرستانی زیبا و سرسبز در نزدیکی شهر شیراز مرکز استان فارس و با قدمتی هزاران ساله واقع شده است. شهرستان سپیدان در ۷۰ کیلومتری شمال شیراز واقع شده است، سپیدان شهری که بی تردید می‌توان آن را بهشت استان فارس لقب داد. 

شهری که در گرمای تابستان و با شروع  گرمای هوا در تابستان به راحتی ییلاقی برای تفریح و دور شدن از هیاهوی شهری است و در زمستان هم با بارش برف زیاد، مقصدی زیبا و جذاب برای ورزش‌های زمستانی به در‌آمده و پیست های اسکی موجود در ارتفاعات آن به مقصدی نه تنها برای اسکی بازان ایرانی بلکه برای توریست ها و اسکی بازان خارجی نیز به این منطقه هدفی برای جذب آنان شده است.

با امکانات خوبی که در منطقه پولادکف برای اقامت توریست‌ها بوجود آمده، و با پیست اسکی مجهز و استاندارد خود به همراه هتل بسیار خوبی که در این ارتفاع ساخته شده، می‌تواند برای چند روز میزبان شما باشد.

 

علاوه بر این جذابیت زمستانی میخواهیم از دریاچه‌ای منحصر به فرد یادکنیم که در ارتفاعات شهرستان سپیدان توانسته مقصدی برای تابستان و زمستان در این منطقه باشد.

برم در لغت به معنی محل جمع شدن آب می‌باشد و فیروز از رنگ فیروزه‌ای دریاچه گرفته شده است. دریاچه برم فیروز در ارتفاع ۳۳۵۰ متری از سطح دریا و در فاصله ۱۵ کیلومتری از شهرستان سپیدان استان فارس قرار دارد.

این دریاچه در فصل تابستان و با آب شدن برف‌ها تشکیل می شود و حدود ۲ الی  ۲/۵ متر، بسته به بارش‌های زمستانه عمق دارد. این دریاچه و منظره زیبای آن، در فصل زمستان به دلیــــل وجود برف زیاد، کاملا نامشخص و یخ زده می شود و دسترسی به آن نیز ناممکن می‌شود. این دریاچه بدلیل طبقه سخت و غیر قابل نفوذ هارد پن زیرین و کف آن در تمامی سال دارای آب است و یک دریاچه زیبا در این مکان تشکیل شده است.

 در اوایل فصل بهار در مجاورت این دریاچه می توان سبزه‌ زاری زیبا را کنار سفیدی چشم نواز برف مشاهده نمود. دریاچه‌ای پر آب در یک طرف و برف زیبایی که نیمی از دور دریاچه را سفید کرده است در طرف دیگر با گل و سبزه و جوی های کوچک که از دریاچه منشا گرفته اند، همه و همه منظره زیبایی را بوجود می آورند.

 

دریاچه برم فیروز

دریاچه برم فیروز یکی از نقاط دیدنی استان فارس است که دیدن آن برای کسانی که توانائی یک کوه پیمائی نیمه سبک و دو ساعته را دارند خالی از لطف نیست. دریاچه ای که به دلیل نداشتن راه ماشین رو و کوه‌پیمایی تا کنون از گزند توریست نماها و گردش گران نماها به دور مانده و جزو یکی از مکان‌های دیدنی و جذاب استان فارس محسوب می شود. بهترین زمان برای صعود راحت و ایمن اوایل اردیبشهت ماه به دلیل سرمای کمتر منطقه توصیه می‌شود. منطقه دشت برم فیروز، دارای محیط مناسبی جهت کمپینگ و بر پا کردن چادر می باشد. اما به دلیل سرد بودن منطقه و احتمال وزش باد در آن ارتفاع بهتر است وسایل لازم چون لباس گرم، کلاه و دستکش را همراه خود داشته باشیم. در زمستان نیز با توجه به وجود برف زیاد و یخبندان احتیاج به امکانات خاص و لوازم صعود زمستانه به خصوص جی پی اس خواهیم داشت، چرا که به دلیل پوشیده شدن تمام مسیر و خود دریاچه از برف یافتن مسیر صحیح آن هم در زمانی که بوران می‌باشد، بسیار مشکل خواهد شد. قله برم فیروز نیز در مجاورت این دریاچه بوده که این قله بر روی کوه برم فیروز دومین کوه بلند از رشته کوه های دنا در فارس است.
بهترین زمان برای صعود راحت و ایمن اوایل اردیبشهت ماه به دلیل سرمای کمتر منطقه توصیه می‌شود. منطقه دشت برم فیروز، دارای محیط مناسبی جهت کمپینگ و بر پا کردن چادر می باشد. اما به دلیل سرد بودن منطقه و احتمال وزش باد در آن ارتفاع بهتر است وسایل لازم چون لباس گرم، کلاه و دستکش را همراه خود داشته باشیم.
قله برم فیروز با ارتفاع ۳۶۳۵ متر از سطح دریا دارای دور نمای منحصر به فردی از قلل زیبای استان فارس و کهکیلویه بویر احمد است که از بلندی این قله، قله های پوشیده از برف دنا و بل در یاسوج و سی سخت دیده می شوند. چند مسیر برای رسیدن به دریاچه برم فیروز وجود دارد. مسیری ساده‌تر که از دشت سه چاه واقع در جاده پیست اسکی پولاد کف شروع شده و با مسیری کم شیب، از میان دشت های زیبا می گذرد و میتوان به دریاچه رسید و با وجودی که این مسیر از دیگری طولانی تر است اما راحت تر و دارای شیب کمتری است. مسیر دوم که کوتاه تر بوده با شیب های تند از روبروی پیست اسکی پولاد کف شروع شده و با شیب زیاد شما را سریع تر به این دریاچه زیبا میرساند، این مسیر به دلیل شیب نسبتا زیاد آن جهت رسیدن به دریاچه برای عموم استفاده نمی شود و کسانی که دارای آمادگی جسمانی بالاتر و بهتری داشته باشند میتوانند از این مسیر استفاده کنند.