هنر نخواندن

ارتباطات
همايون‭ ‬ذرقانی، سردبیر ماهنامه سفر

از قدرت اعجاب آور فناوري‌ ارتباطات و شبكه‌هاي اجتماعي به وجد آمده‌ايم و آن را پديده‌اي بسيار لازم مي‌دانيم آن هم در زمانه‌اي كه ظاهرا فرصت چنداني براي مطالعه در اختيار نيست.

تصور مي‌كنيم جريان آزاد اطلاعات چه پديده خوبي است و از همه چيز در كسري از ثانيه آگاه مي‌شويم.

ديگر تكليف روشن است. انبوهي از اطلاعات را دريافت مي‌كنيم و سرگرم مي‌شويم. اما اين سكه، روي ديگري هم دارد.

شخص ديگري به جاي ما فكر مي‌كند و ما تنها جريان ذهني او را تكرار مي‌كنيم.

ذهن ما جولانگاه افكار ِشخصي ديگران شده است و البته خودمان هم در شكل‌گيري افكار شخصي ديگران سهم و نقش داريم!

تا اين جاي كار بد نيست. چيزي مي‌دهي و چيزي مي‌گيري!

با اين تفاوت كه در گير و دار  چنين بده بستاني، توان خودانديشي را از دست مي‌دهي.

مثل شخصي كه مرتب سواري مي‌كند و عاقبت راه رفتن را از ياد مي‌برد.

مسمومیت ذهن

ذهن ما همچون فنري مي‌شود كه به واسطه فشار مداوم افكار ديگران حالت ارتجاعي خود را از دست مي‌دهد.

ذهن به لوحي مي‌ماند كه بارها و بارها بر روي آن نوشته‌اند و با تزريق خوراك يا همان اطلاعات بيش از حد مسمومش كرده‌ و جايي براي  قدرت تفكر باقي نگذاشته‌اند.

اين اطلاعات جذاب به جاي اين كه مفيد باشند به مانند علف‌هاي هرز مزرعه هستند كه غذا را از غله مي‌گيرند و سپس نابودش مي‌سازند.

اگر شما چيزي را بخوانيد و بعد درباره آن تفكر نكنيد اين مطالعه عمق و سودمندي ندارد.

راستي چه‌قدر انبوه مطالبي را كه در سه ماه پيش، يك ماه پيش و يا شب پيش از شبكه اجتماعي تلگرام در گوشي تلفن همراه‌مان خوانده ايم،

به ياد داريم؟! يا بهتر بگوييم به نسبت سه ماه پيش، يك ماه پيش و يا شب گذشته روند رشد دانش ما در عرصه فناوری ارتباطات چه عياري پيدا كرده است؟

از يك منظر و آن هم تسلي خاطر گرفتاران ترافيك شهري،  اتوبوس‌سواران و بي‌قراران صف درمانگاه و نانوايي، اين‌ها همه سرگرمي‌ مي‌آفرينند و بس!

اين اتفاقي است كه شبكه‌هاي اجتماعي خواسته يا ناخواسته به آن دامن مي‌زنند.

غوطه‌ خوردن در اقیانوس چند سانتیمتری

پيش‌تر هم گفته‌ام غوطه خوردن مخاطب در اقيانوسي به عمق چند سانتيمتر!

در بازار سفر نيز فناوری ارتباطات آشفتگي‌های كمی ندارد.

مخاطب براي جست‌وجوي كوچك‌ترين نياز خود آن را به اصطلاح “گوگل” مي‌كند.

حال آن كه اولين گزينه گوگل، لزوما بهترين نيست. مخاطب به پژوهش و تحقيق بيشتر و عميق‌تري نياز دارد.

اين دغدغه‌اي است كه لازم ديدم در يادداشت اين شماره از ماهنامه سفر با خوانندگان عزير در ميان بگذارم.

به گفته‌ي هرودوت هنگامي كه خشايارشاه از سپاه عظيم خود سان مي‌ديد

چون در اين انديشه شد كه صد سال بعد از آن همه عظمت هيچ نمي‌ماند سخت گريست!

مانده‌ايم چه كسي بر اين  خزعبلاتي كه ذهن و هوش ما را هدف قرار داده اشك مي‌ريزد؟

مرداد ۹۵

سرمقاله پنجاه و هفتمین شماره از ماهنامه سفر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *