ایران گردی

جشنواره و نمایشگاه یا جمعه بازاری چند روزه؟

گزارش: سروش نفیسی

امسال هم بالاخره پس از عبور از پیک‌های کرونایی سال قبل که منجر به عدم برگزاری جشنواره و نمایشگاه‌های سفر و اکوتوریسم، آفرود و کمپینگ شد، شاهد بازگشایی چهارمین جشنواره و نمایشگاه سفر، اکوتوریسم، آفرود و کمپینگ در محل دایمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در اتوبان چمران بودیم. این مهم در دو سالن ۱۰ و ۱۱ نمایشگاه اجرا شد که متاسفانه با وجود عنوان بلندی که داشت از کمیت و کیفیت کمی برخوردار بود. نمایشگاه امسال باز هم با وجود عدم حضور شرکت‌های بزرگ و مطرح در این صنعت، با استقبال انبوه بازدیدکنندگان مشتاق در این زمینه بازگشایی شد. در جشنواره و نمایشگاه امسال خبری از برند‌های خاص و مطرح نبود و در بسیاری از غرفه‌های آن چیزی که عرضه می‌شد اجناس بدون کیفیت پوشاک یا مختصری از تجهیزات کمپینگ برای فروش بود که با استقبال زیادی هم مواجه شده بود. ظاهرا باید به این عادت داشته باشیم که هرسال نسبت به سال‌های قبل افت قابل ملاحظه‌ای از کمیت و کیفیت را در چنین نمایشگاه و جشنواره‌هایی شاهد باشیم، صنعتی که با افزایش زیادمخاطبین خود طی این سال‌ها، می‌تواند به درستی و با مدیریت صحیح به سمتی رود که آگاهی مخاطبان خود را بالا ببرد.

امسال با وجود همه‌گیری کووید ۱۹ انتظار می‌رفت تا سالنی برای جمعیتی که پیش بینی هم می‌شد به تعداد زیاد برای بازدید مراجعه کنند بزرگ‌تر و دارای درهای بیشتر برای تهویه بهتر باشد که متاسفانه این‌چنین نبود و ازدحام به یقین خطر همه‌گیری را بیشتر می‌کرد. از جنبه‌های مثبت نمایشگاه امسال حضور چهار غرفه از محصولات موتورهای سفری و همین‌طور آگاهی رسانی‌های مربوط به این چنین سفرها بود که جای خالی آن در سال‌های قبل احساس می‌شد. از شرکت‌های خودرویی نیز تنها یکی از پرحاشیه‌ترین آنها شرکت کرده بود که عملا چیزی برای گفتن و عرضه جز نمایشی بدون رقیب به همراه نداشت. برای تجهیزات کمپ هم تنها یکی از مشهورترین فروشگاه‌ها آنهم صرفا برای عرضه چادرهای بزرگ و کوچک خود حضور داشت که با غرفه بزرگ خود می‌توانست عرضه بیشتری از محصولات خود را در دست داشته باشد که این‌چنین نبود. یکی از عناوین جشنواره هم اکوتوریسم بود که هیچ شرکت و غرفه‌ای برای این مهم دیده نمی‌شد.

در کل با عملکرد ضعیفی که در این چهار روز شاهد بودیم به جز مواردی که بیان شد، می‌توان گفت نمایشگاه نتوانسته بود خوراک خوبی برای مشتاقان این رشته از زیرمجموعه صنعت گردشگری باشد. چرا که همزمان در شهر آفتاب و دریاچه خلیج فارس (چیتگر )هم به نوعی نمایشگاه‌های دیگر تقریبا با همین عناوین برپا بود که اگر همه آنها در یک جا با فضایی باز همانند دریاچه خلیج‌فارس اجتماع داشتند، هم از بابت تنوع حضورشرکت‌ها و حوزه های گردشگری و هم از نظر کنترل شیوع بیماری می‌توانست امکانات بیشتری برای مخاطبین ارایه شود. امید که در سال دیگر برپاکنندگان اینگونه تجمعات با دعوت از شرکت‌های مطرح و بزرگ، برای بازدیدکنندگان احترام بیشتری قائل شوند و در جهت برآورده کردن انتظارات در شأن مخاطبین این صنعت گام بردارند.

ایران‌ دیدنی

بی‌راهه‌نوردان هوارگرد

همایون ذرقانی
گزارش و عکس: همایون ذرقانی

هوارگردی در کردستان شما را با کشف کردستان حقیقی آشنا می‌کند.

و برای کشف حقیقت هیچ راهی وجود ندارد جز آن که به آن نزدیک شوی!

باید در کوچه پس کوچه‌های روستاهای سنگی گم شوی! باید میهمان خانه‌ای باشی تا برایت چای گوارا، نان ورقه‌ای و چاشت اعیانی بیاورند.

چاشت اعیانی روستا هم روغن و عسل است که تو را توانی دوچندان می‌بخشد. با آنها دمی بیاسایی و هم‌کلام شوی تا مفهوم اعتماد را بفهمی.

آنگاه رسم مهمان‌نوازی واقعی را حس خواهی کرد. بسیاری از شهرنشینان با پیش فرض‌های غیرواقعی لایه‌های تو در تو و زیبای کردستان را نمی‌بینند.

آن‌ها بر اساس چنین پیش‌فرض‌هایی خود را از دیدن زیبایی‌های این منطقه هم محروم کرده‌اند!

با گروهی بی‌راهه‌نورد (آفرود) برای اتراق در مسیری تازه از کردستان، شال و کلاه می‌کنیم.

هوارگردی در کردستان

۱۰ خودروی شاسی بلند و مناسب برای پیمایش در مسیرهای خاکی و سنگلاخی و یک خودروی پشتیبان – به عبارتی تعمیرگاه سیار برای حوادث احتمالی – به ردیف چیده شده‌اند تا میزبان گروهی از کارگزاران حرفه‌ای طبیعت‌گردی ‌‌باشند.

هوارگرد
روستای تنگی‌سر که مراسم نوروز با شکوه و جلال ویژه‌ای در آن همه ساله برگزار می‌شود

بررسی و کاوش منطقه ناشناخته ژاوه‌رو در استان کردستان هدف گروه است. آوات مکاری کارشناس گردشگری کردستان سرپرستی گروه را برعهده دارد و شرکت طبیعت‌گردی شوان‌گشت به مدیریت شوان‌نصرت‌پور مجری این تور است.

استانداردهای آفرود و نحوه تدارکات، نیازهای گروه اعم از غذا و اقامت رعایت شده است.

او به همراه گروه توانمندش در فاصله سه روز، زیبای‌هایی را نشان‌مان داد که به‌راستی بی‌نظیر و از انتظار خارج بود.

برنامه حرکت مسیر در روستاهای صخره‌ای چون دولاو، تنگی سر، بیساران، ژان، پایگلان و ییلاق‌های (هوار) میرگه وار، پلور، داخان و سپس بازگشت به سنندج برنامه‌ریزی شده بود.

هرچه در شهر گم کرده‌ای در این طبیعت دست اول خواهی یافت.

غرور، عشق، احترام و مهربانی. این طبیعت زیبا تو را لبریز از شور و نشاط می‌کند و بی‌اغراق این‌جا یک گزینه دست اول است.

هرچه در طبیعت هزار رنگ آن غوطه بخوری، بیشتر دلبسته آن و مردمان مهربانش می‌شوی.

تنها در منطقه اورامان ۷۷ روستا در بکرترین حالت ممکن چنین تصوری را برایت ایجاد می‌کنند.

بی‌مناسبت نیست قدری درباره اقلیم کردستان بدانی.

اختلاف ارتفاع بلندترین و پست‌ترین نقاط استان کردستان به حدود ۲۴۰۰ متر می‌رسد که کوه شاهو در جنوب غربی آن با ارتفاع ۳۳۰۰ متر بلندترین، منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود ۹۰۰ متر کم‌ارتفاع‌ترین نقطه به شمار می‌رود.

جاده‌های مالرو

روستاییان می‌خواهند رنگ و بوی شهری به خود بگیرند مسیرهای خاکی که نظامیان با هدف برقراری امنیت کشیده‌اند برای انتقال محصولات کوهپایه‌نشینان و تردد گردشگری و بی‌راهه‌نوردان (آفرود) گزینه مناسبی شده است.

روستاها یکی پس از دیگری مسیرهایی را برای عموم مردم و تشنگان طبیعت بکر مهیا می‌کنند. در لایه‌های پنهان و زیرین کوهستان‌های کردستان، لبریز از مهربانی و الفت می‌شوی. نوعی مهمان‌نوازی که برند کردهاست!

حوالی ساعت ۸ صبح، مسافران سفر خود را از سنندج آغاز می‌کنیم. هوارگردی در کردستان حال و هوای دیگری دارد.

صبحانه‌ای مفصل برپاست که پس از صرف آن رهسپار روستای دولاو در ۴۷ کیلومتری سنندج می‌شویم.

چشم‌انداز فضای پلکانی روستا از دور نمایان است. نزدیک‌ بودن آن به سنندج یک مزیت قابل توجه دارد و آن دسترسی آسان برای گردشگرانی است که آرزوی دیدن روستاهای پلکانی را دارند و  لازم نیست کیلومترها بپیمایند.

می‌توانند سفر نیم‌روز از سنندج را برای دیدن همین روستا برنامه‌ریزی کنند. همان معماری که لازم است کیلومترها طی شود تا به اورامان تخت رسید به سادگی در جوار سنندج با همان ویژگی‌های سنتی مهیاست.

شوان نصرت‌پور گروه را با ویژگی‌های دیگری از این روستا آشنا می‌کند:

پلکان سنگ‌فرش

مراسم سنتی کشمش تیزآبی یا مراسم “بولاوگیری” در نیمه شهریور دیدنی است.

همه باغاتی که در حوالی این روستا هستند، انگورهای باغ‌شان را جمع می‌کنند و خاکستر چند درخت مخصوص مانند چنار یا گردو را می‌جوشانند.

ریش‌سفیدی که بلده این کار است انگورها را در خاکستر در حال جوش فرو می‌برد و به‌سرعت بیرون می‌کشد تا انگور به محتوای آن آغشته شود و سپس انگورها را در پشت‌بام‌ها پهن می‌کنند.

این مراسم با آواز و رقص‌های کردی همراه است که نشاط دوچندانی به فضای روستا می‌بخشد.

با گشت مختصر در این روستا شما با فضای معماری پلکانی و کارکرد معبرهای زیبا و تو در تو آشنا می‌شوید.

در آن موقع سال که ما آن جا بودیم یعنی اوایل آبان تعداد کمی ساکن بودند.

کی از محلی‌ها می‌گفت که در بهار ۱۷۰۰ نفر در این جا ساکن می‌شوند و در زمستان جمعیت به ۵۰۰ نفر می‌رسد. برخی از پلکان‌های این روستا به زیبایی سنگ‌فرش شده‌اند.

در ارتفاعات روبرو، چشم‌انداز روستا در نمای پانوراما واضح‌تر نمایان می‌شود.

ناظم، جوان کرد با گروه همراه است و صدای بسیار دلنشینی دارد. او برایمان چند ترانه کردی خواند که یکی از آن‌ها سیاه‌چمانه (سیاه‌چشمان) نام دارد.

ترانه‌های او به گات‌های زرتشتی شباهت فراوان دارد.

شور خانقاه

در ادامه مسیر به خانقاهی رفتیم که سابقه ای ۲۷۰ ساله دارد و زیارتگاهی است که از مکان‌های مختلف زایران را فرا می‌خواند.

در این جا پتوهایی برای شب‌مانی صدها نفر مهیاست و شب‌های جمعه موسیقی خانقاهی کردستان توسط متولیان تکیه برگزار می‌شود.

خودروها پس از توقفی کوتاه پیچ و خم جاده‌های خاکی را پی می‌گیرند و به سمت روستای تنگی‌سر می‌روند.

جایی که قرار است در خانه روستایی شب‌مانی داشته باشیم. در هنگام ورود به روستای تنگی‌سر، زندگی به مراتب بیشتر از روستای دولاو موج می‌زند.

این روستا تقریبا در ۶۵ کیلومتری سنندج قرار دارد. مرد و زن، پیر و جوانان با روی خوش به ما خوشامد می‌گویند.

خودروها را در حاشیه رودخانه پارک کردیم. شبی را قرار بود در خانه روستایی به صبح برسانیم.

مردمان روستا از دیدن بیراهه‌نوردان به وجد آمده‌ بودند و از پشت پنجره و تراس به تماشایمان نشستند.

بدون استثنا همه پوشش کردی داشتند. زنان با لباس‌های رنگارنگ بلند خردلی، سرمه‌ای و قرمز هر ازگاهی نمایان می‌شدند تا زیبایی‌های روستا را دوچندان کنند.

در جامعه کرد، زنان ارج و قرب بالایی دارند.

اگر در خانه‌ای را بزنی و مردش در خانه نباشد، می‌توانی با خیال راحت دعوت کدبانوی خانه را بپذیری و محال است چنین اقدامی نازیبا و غیرمشروع جلوه کند. ‌

هر زمان به شخصی نزدیک می‌شوی، چشم در چشم تو می‌دوزند و سلام‌ات می‌کنند. گویی سال‌هاست که تو را می‌شناسند.

آن ها بدون استثنا برای یک نوشیدنی گرم تو را به خانه‌شان ‌فرامی‌خوانند. پیرزن خوش‌رویی به من تعارف جالبی کرد و گفت که کل این روستا پیشکش من!

نوروز باشکوه در تنگی سر

در ادامه هوارگردی در کردستان به روستای تنگی سر می‌رسیم.

این‌جا یک شهرت ویژه هم دارد و آن مراسم باشکوه نوروز است که مدتی است مردمان کرد را از گوشه و کنار به این روستا فرا می‌خواند.

مراسمی که سرشار از شادی، پایکوبی و نشاط است.

نصرت پور توضیح می‌دهد که تا قبل از سال ۹۰ مراسم نوروز در این منطقه چندان به این گستردگی برگزار نمی‌شد.

حالا آن‌ها در شب نوروز لباس‌های نو به تن کرده، در کنار آتش بزرگی که گاهی تا ۳ متر هم زبانه می‌کشد سنت‌های دیرینه خود را پاس می‌دارند.

شب مانی در این خانه روستایی عجب خاطرات کهنه را یادآوری می‌کرد!

نان محلی که‌لانه

پیش غذای شام ما نانی بود آغشته به کره و سبزی‌ محلی با نام “که‌لانه” که آن قدر مقوی بود که می‌توانست سیرمان کند.

سپس با کاسه کشک کایلوش پذیرایی شدیم. کردها می‌گفتند که این کشک برای پوست بسیار مفید است.

شام ما هم غذایی بود با نام تره و قیمه یا “قه یمه و که وه رگ” که مزه‌ای شبیه بورانی آغشته با گوشت چرخ‌کرده داشت

و سبک و مقوی که به راحتی مهیایمان‌می کرد برای خوابی آسوده.

ر بالاترین نقطه، حیاط خانه سقف خانه پایینی بود.

در بالکن خانه روستایی درون کیسه خواب رفتم تا خنکای آن شب پاییزی را از دست ندهم.

در نیمه‌های شب بود که چشمانم با دریایی از ستارگان در آسمان پیوند خورد که در تاریکی روستا چشمک می‌زدند.

بوی گرمای متبوع بخاری، چراغ‌ نفتی و  سکوت فراگیر حس و حال نوستالژی زندگی قدیمی را دوباره زنده کرده بود.

هوارگردی در کردستان
بافت سنگی روستایی در کردستان

برنامه صبح بعد را تقریبا از همان ساعت ۶  آغاز کردیم. این خانه روستایی یک حمام و دستشویی داشت.

کردها به ییلاق “هوار” می‌گویند و هر روستایی برای خود هوار دارد.

مقصد بعدی هوارگردی در کردستان هوار میرگه‌وار بود که ییلاق روستای نی‌یر niyar است.

در بلندای کوه از خودرو پیاده شدیم تا از میانه دشت وسیع و مسطح عبور کنیم.

یک ساعت و نیم پیاده‌روی و سپس در آن سوی میرگه‌وار سوار خودروهایمان شدیم.

میرگه‌وار در زبان کردی به معنای چمن‌زار و مرغزار است.

فضایی مسطح که در گوشه و کنار آن درختان زیبای چنار برافراشته‌اند.

درختان سیب، گلابی، به و گردو در جای جای آن هر رهگذری را برای دست‌اندازی به این میوه‌های ترد وسوسه می‌کند

و البته سایه‌ساری دلفریب را هم ایجاد کرده است.

توت‌فرنگی‌های مرگوار

گل سرسبد هوارگردی در کردستان میوه‌های میرگه‌وار یعنی توت‌فرنگی است.

توت هایی قرمز و کوچک و به غایت شیرین که در تهران مشابه آن یافت نمی‌شود.

کشاورزی می‌گفت که این توت‌ها مشتری‌های زیادی دارد

و در همان سنندج و شهرهای بزرگ به مصرف می‌رسد و تهرانی‌ها معمولا رنگ و بوی آن را نمی‌بینند.

کاملا ارگانیک و طبیعی. مرد کشاورز با خوشرویی  ما را به باغ فراخواند و گفت که توت‌های این باغ سهم ماست و ‌می‌توانیم از آن بچینیم.

چشمه‌سار ییلاق با صدای شرشر آب در زمین‌های اطراف پیچ و تاب داشت

و در گوشه‌ای از چشمه، کشاورزان با برگ‌ها و شاخه‌های زرد پاییزی یخچال طبیعی درست کرده‌اند تا دمای پایین‌تری نسبت به محیط اطراف فراهم کنند

و بتوانند قوت روزانه خود را مدت بیشتری سالم نگه ‌دارند.

در آن سوتر خودروها ما را سوار می‌کنند و در جوار یک خانه روستایی خیمه می‌زنند که تعداد زیادی بره و گوسفند آن را احاطه کرده‌اند.

بروبچه‌های چابک “شوان‌گشت” در چشم‌برهم‌زدنی بساط ناهار را برپا می‌کنند.

هله‌لپه‌رکی نوعی مراقبه

منقل دایره‌ای شکل، گوشت، نان ورقه‌ای و محلی، سیخ و آتش نشانه‌های یک ناهار دلپذیر در این چشم‌انداز بی‌نظیر است.

پس از ناهار بود که رانندگان این خودروها که همه از اهالی کردستان بودند در کنار سایر همراهان کُرد خود،

از هر فرصتی که مهیا می‌دیدند برای بزم و پایکوبی که در زبان کردی “هه‌لپه‌رکی” نام دارد، دریغ نمی‌کردند

و ما را هم به جمع بزم خود فرا می‌خواندند تا رقص کردی را تمرین و حس خوب آنان را تجربه کنیم.

رقص کردی از ریشه‌دارترین و کهن‌ترین رقص‌هاست

که از گذشته تاکنون با هدف آماده‌سازی نیروی جسمانی و روحانی مردم کردنشین به‌کار می‌رفته است.

من آن را نوعی مراقبه می‌نامم.

تمرکز بالای رقصندگان در هماهنگی با یکدیگر آنان را از افکار پراکنده رها می‌کند

و انرژی دوباره‌ای به آنان می‌بخشد.

این مناطق همواره در مسیر هجوم بیگانگان بوده و زندگی

اجرای “هه‌لپه‌رکی” هنگام درو، جمع‌آوری خرمن، وقوع بلایای طبیعی،

ذکر اهل تصوف جنبه‌های پیش گفته را درباره پیدایش این رقص قوت می‌بخشد.

ریشه هله‌لپه‌رکی می‌تواند نمایش عاشق در برابر نظاره معشوق نیز باشد.

هله‌لپه‌رکی نوعی اجرای تاتر و نمایش است آن‌چه که اتفاق افتاده دوباره با اجرای حرکات ریتمیک نمایش داده می‌شود.

گردش دایره‌وار، اشاره دست‌ها به آسمان که نماد عروج و صعود و اتصال به مبدا است،

پای کوفتن بر زمین، ضرب آهنگ (ریتم) و هماهنگی اجراکنندگان می‌تواند از جمله رمزهای مستتر در آن باشد.

این هنر نمایشی، در تار و پود کردها تنیده شده و علی رغم تمام فراز و فرودها همچنان به صورت جمعی اجرا می‌شود.

اردو در ییلاقات داخان

برنامه شب دوم، اردو در میان جنگل‌های ییلاق داخان بود. از ارتفاعات کوه شاه‌نشین پایین آمدیم.

قله شاه‌نشین با ارتفاع ۲۹۵۰ متر همواره مورد اقبال کوه‌نوردان بوده است.

خودروها به تدیج از فضای کوهستانی به فضای دره‌ای وارد شدند.

در میانه درختان متراکم  که رودخانه‌ای از کنار آن می‌گذرد، تنها یک معبر باریک برای عبور خودرو وجود داشت.

راننده باید خیلی احتیاط می‌کرد تا چرخ‌ها به رودخانه کشیده نشده

و بدنه خودرو هم به شاخه‌ها و یا صخره‌ها ساییده نگردد.

هرچه هوارگردی در کردستان را بیشتر می‌پیمودیم، فضای دست‌نخورده نمایان‌تر می‌شد.

گه‌گداری با موتورسوارانی دو ترکه، و یا زنان و مردانی نشسته

در کنار جاده خاکی و دخترکانی چوب به‌دست که چند راس گوسفند را هدایت می‌کردند

تلاقی می‌کردیم و تقلایی می‌شد تا راهی برای عبور طرفین باز شود.

در سه کیلومتری جنوب غرب روستای بیساران  در فصایی مسطح اردو زدیم.

بیساران بزرگترین روستای غرب کشور است که حدود هفت هزار نفر در آن زندگی می‌کنند. تنوع و فراوانی باغات اطرافش، موقعیت‌های ویژه‌ای به منطقه بخشیده است. هوارگردی در کردستان

اتراق شبانه

پس از اتراق شبانه در جنگل، آتشی روشن شد.

هوارگردی در کردستان با رعایت تمام نکات ایمنی

و حفاظتی که از آموزش کامل و تجربه متولیان این برنامه حکایت داشت.

چادرها برپا شد و ماشین‌ها به دور آن حلقه زدند.

سرمای داخان گروه را به دور آتش گرد آورد و طبیعی بود که بساط آوازه‌خوانی برپا شود.

صداهای زیبای جوانان کرد سرشار از شور و هیجان بود.

در همین جا بود که متوجه شدیم بیساران شاعری دارد

با نام بیسارانی که شور عرفانی و درد جانسوز فراق و میل به وصال در اشعارش موج می‌زند.

هالی، او را عاشقانه دوست دارند و با عشق شعرهایش را می‌خوانند.

نوجوانی ۱۲ ساله از اهالی آن جا به جمع ما پیوست و از اشعار او خواند.

 شب هنگام، گروهی در چادرها و برخی مثل من در فضای باز کیسه خواب شب را به صبح رساندند.

فردای آن روز بیساران را به قصد دیدار از روستان ژان و پایگلان با خاطره‌ای خوب و پرنشاط ترک گفتیم

روستای ژان

و به جایی رفتیم که تنوع بکر روستاهای پلکانی دوباره مرا غرق در حیرت کرد: روستای ژان.

عملیات گازکشی در این روستا جریان داشت.

جوانان روستا هم تاحدودی درگیر گازکشی شده‌ بودند.

در زمانی که همراه با رامین حشمتی‌پور از کوهنوردان پیش‌کسوت در روستا گشت می‌زدیم

و با مردم خوش و بش داشتیم، پیرمردی از ما می‌خواهد به خانه‌اش برویم.

او ایوب خانی ۷۸ ساله است. همسرش را صدا می‌زند و هر دو با خوش‌رویی با چای از ما پذیرایی می‌کنند.

از هشت فرزندش می‌گوید سه پسر و پنج دختر و ناراحت از این که در این روستا جوانان بیکارند.

فرزندانش برای کار به شهرهای بزرگ‌ کوچیده‌اند

و به صدقه سر گازکشی تحرکی مقطعی برای کار این‌جا ایجاد شده است.

از او می‌پرسم از کشاورزی راضی است؟ پیرمرد مکثی می‌کند و سپس مثل جالبی بر زبان می‌آورد:

“از قدیم گفتند دار و درخت درآمد نمی‌شه چون هر هفت سال یک بار بهت بار حسابی می‌ده و کیف می‌کنی.

یعنی دور و بر درخت، هفت بار باید بچرخی تا هفت سال یک بار حسابی درآمد بهت بده”

او می‌گوید که کارگر روزی ۵٠ هزار تومان می‌خواهد تا درخت گردویی را بتکاند

که برایش شاید روزی ۵ هزار تومان سود هم نداشته باشد.

هوارگردی در کردستان - که‌لانه
پیش غذای شام ما نانی بود آغشته به کره و سبزی‌ محلی با نام “که‌لانه” که آن قدر مقوی بود که می‌توانست سیرمان کند

سرزمین ما لیز است

ایوب با لهجه کردی می‌گوید: “سرزمین ما لیز است و جایی برای کشاورزی ندارد.

انگورهای ما روی دست‌مان می‌ماند و خراب می‌شود.

کارخانه فراوری هم این‌جا نیست و مسیر دسترسی هم برای رسیدن به شهر بسیار سخت و دشوار.

ماهی را در کنسرو، ١٠ سال بعد می‌فروشند چه‌طور نمی‌توانند انگورهای ما را فراوری کنند.

این‌جا قیصی را که برگه می‌کنیم هیچ قیمتی ندارد اما آن طرف‌تر لواشک می کنند و ده‌ها برابر می فروشند. “

جرعه‌ای چایی سر می‌کشد و ادامه می‌دهد: قدیم هم با پدرم با کاروان راه می‌افتادیم

و دور و بر همدان می‌چرخیدیم تا محصولاتمان را بفروشیم.

ایوب خانی نقبی به گذشته هم می‌زند و می‌گوید:

در اصلاحات ارضی، رعیت‌ها خرده مالک شدند و با کوچک شدن زمین‌هایشان هزینه سربار بالا رفته است.

حالا سه چهار خانه با هم جمع شده‌ایم و محصول را به شهرهای بزرگ می‌فرستیم.

اما من زورم نمی‌رسد تا محصول را بفرستم شهر و این پول ناچیزی که برای من و زنم می‌ماند ما را راضی نمی‌کند.

این جا کشاورزی از بین رفت و خیلی‌ها که خوب بودند دکانی زدند

و کار و بار دیگری در شهر برای خودشان دست و پا کردند.

یارانه نفری ۴٠ هزار تومان هم کفاف‌مان را نمی‌دهد.

درد دل‌های پیرمرد تمامی نداشت و حکایت‌ از نابرابری‌هایی بود که در دنیای امروز کم نمی‌بینیم.

به این می‌اندیشیدم که در عصری که ارتباطات نام دارد، تحقق رفاه، مهم‌ترین وظیفه دولت‌هاست

و چه خوب بود اگر امکاناتی برای حضور بیشتر گردشگران مسئول مهیا بود تا به این منطقه زیبا سفر کنند

و در رنگین کردن سفره این مردمان مهربان نقش ایفا کنند.‌

هرچند متولی گردشگری در تدارک ساماندهی برخی خانه‌ها برای پذیرش گردشگر است

اما این خانه‌ها هرکدام‌شان به تنهایی این قابلیت را دارند تا مسافری را بپذیرند

و روی خوش آن ها جریان‌سازی گردشگری در این مناطق را آسان کرده است.

روستای پایگلان

مقصد نهایی ما روستای پایگلان بود که باغ‌های وسیع آن را احاطه کرده‌اند.

هر چه از پیچ و خم کوه‌ها پایین‌تر می‌آمدیم چشم‌انداز زیبای روستا جا عوض و زیباتر می‌شد

در میان روستا تپه‌ای تاریخی به چشم می‌خورد که هنوز اکتشاف نشده است. ناهار را در خانه‌ای میل کردیم که قرار است نخستین اقامت‌گاه بوم‌گردی استان کردستان شود.

هوارگردی در کردستان
توت‌فرنگی‌های شیرین ییلاق مرگه‌وار

اسکلت‌های فلزی و آجری، آفت بافت تاریخی کردستان

یکی از آسیب‌هایی که زیبایی روستاهای کردنشین را تهدید می‌کند،

اسکلت‌های فلزی و آجری و ایزوگام‌های نقره‌ای است که هم‌خوانی با بافت سنتی آن ندارد.

این آفت طی هوارگردی در کردستان به‌خوبی قابل مشاهده است.

از آقای علوی مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کردستان

درباره ساختارهای نامنسجم با فرهنگ بومی پرسیدیم

و این که چه‌کاری می‌توان برای احیای بافت سنتی می‌توان انجام داد.

او گفت: این فضا متاسفانه درحال تغییر است.

آن ها محاسبه کردند که یک مترمکعب دیوار سنگی هفت برابر دیوار آجری هزینه برمی‌دارد.

برای شخص کم‌درآمد روستایی دیگر مثل گذشته دسترسی آسان به بهره برداری از کوه‌ها و معادن سنگی وجود ندارد.

در کنار جاده‌ها، مصالح جدید با قیمت ارزان در دسترس است و اگر ما بخواهیم جلو این کار را بگیریم

باید بسته حمایتی و وام با بهره کم و هزینه بلاعوض به‌روستاییان پرداخت شود.

از طرفی در منطقه اورامان ۷۷ روستای اورامان نشین داریم و تعدد ساخت و ساز و کمبود منابع مالی دولت اعمال این نظارت را بسیار سخت کرده است.

در بخشی از اورامان اسکله‌های فلزی و آجرهای سه سانتی نفوذ کرده است و وقتی مردمان این درد را بیان می‌کنند ما مستاصل می‌مانیم که چه کار کنیم.

 

یادداشت

گردشگری ماجراجویانه ظرفیت ها و حساسیت های عملیاتی

گردشگری ماجراجویانه
 فرشاد اصول فلاح کارشناس گردشگری ماجراجویانه

 

   

 

 

 

 

 

گردشگری ماجراجویانه

گردشگری در دنیا به سریعترین شکل ممکن درحال رشد است و در این میان گردشگری ماجراجویانه از بخشهای پیشگام گردشگر یست.

ماجراجویان به طور چشمگیری در سراسر جهان در تکاپو هستند و مبدا زندگی خود را ترک کرده و مسیرهای ناشناخته و پر رمز را میکاوند.

گردشگری ماجراجویانه علاوه بر اینکه موجب رضایت گردشگران از لذت دیدن نقاط جدید، انجام فعالیتهای مختلف مخاطره آمیز با درجات مختلف می‌شود

و استفاده از غذاهای محلی را برایشان فراهم می آورد، موجب رونق اقتصادی بیش از پیش جامعه محلی در برخورد با گردشگران هم م یشود.

مزیت مهم گردشگری ماجراجویانه این است که علاوه بر خلاقیت و نوآوری، بسیار انعطاف پذیر هم هست (UNWTO ، ۲۰۱۴)

در کشور ما جای مسابقات و جشنواره های ماجراجویانه و ورزشی به شدت احساس  می شود.

این بخش نیازمند مشارکت جمعی و ایجاد رقابت سالم بین ارگان مختلف گردشگری است.

به طور مستقیم و چه غیرمستقیم بر روی گردشگری تاثیر گذارند.

از دفاتر مسافرتی و بیمه گذارها گرفته تا رستوران ها، وسایل حمل و نقل مختلف، جامعه محلی آموزش دیده

و حتی راه و شهرسازی برای ساخت و سازهای ایمن و زیبا در مسیرهای منتهی به سایتهای گردشگری.

رقابت دراز مدت و پایدار در گردشگری نیازمند مدیریت درست زیرساختها، برگزاری تورهای اصولی زیر نظر متخصصان، جذب سرمایه گذاران با برداشتن محدودیتهای بر سر را هشان و همکاری بیمه گذاران قابل دستیابی و اجرا است.

فراموش نکنید کشور ایران سرشار از منابع و شرایط مناسب برای اجرای تورهای ماجراجونه است

اما دانش کافی و رعایت اصول ایمنی از یکطرف و حفظ محیط زیست در طرف دیگر از مهمترین دغدغه ها در اجرای صحیح و ایمن این تورها است

تا از خطرات و خسارتهای احتمالی اجرای تورهای ماجراجویانه کاسته شود.

گردشگری ماجراجویانه در آیینه آمار

به آمار سال ۲۰۱۵ انجمن تجارت سفرهای ماجراجویانه توجه کنید:

طبق آمار این انجمن، گردشگران ورودی به مقاصد گردشگر پذیر در سال ۲۰۱۵ ،

۴. ۴ درصد افزایش یافته است که درآمدی معادل ۱. ۱۸ میلیارد دلار در سراسر جهان به همراه آورده است.

طبق آمار این انجمن، سفرهای ماجراجویانه در بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ درآمد ارزی ۲۶۳ میلیارد دلار با میانگین رشد ۶۵ درصد را به همراه داشته است!

این امر به خوبی رشد فزاینده گردشگری ماجراجویانه را در جهان و اهمیت آن در درآمدزایی مقاصد گردشگرپذیر را نشان میدهد.

جالب است بدانید طبق آمار این انجمن، تقاضا برای سفرهای دریایی در بین سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ ، ۶۸ درصد افزایش یافته است. (۲۰۱۶ ،ATTA )

و این در شرایطی است که میتوان با ظرفی تهای موجود در ایران عزیزمان این فعالیت را در قالب گسترده پیاده سازی و اجرا کرد.

ویژ گی های طبیعی و فرهنگی غنی و برجسته یک کشور، موقعیت بزرگ برای گسترش انواع گردشگری و درآمدزایی در مقاصد گردشگرپذیر به حساب می آید

که کشور ایران نیز از این موضوع مستثنی نیست و

این امر لزوم هرچه بیشتر برنامه ریزیهای کلان و درست اقتصادی در زمینه گردشگری را نشان میدهد.

این امر بدون شک همکاری بخش خصوصی و دولتی را همگام با هم میطلبد.

 

گردشگری ماجراجویانه

ماجراجویی چیست؟

در ابتدا به معنی کلی ماجراجویی میپردازم تا ذهنیتی اولیه از این کلمه پر رمز و راز بدست آورید.

ماجراجویی به معنی تجربه غیرمعمول، هیجان انگیز یا جسورانه که همراه با ریسک و خطر همراه است.

حال با استفاده از این تعریف این کلمه را در قالب گردشگری ادغام میکنیم.

گردشگری ماجراجویانه چیست؟

تا کنون هیچ تعریف روشنی از گردشگری ماجراجویانه از طرف سازمان جهانی گردشگری ارائه نشده است .

اما انجمن تجارت سفرهای ماجراجویانه (ATTA)  تعریفی را ذکر کرده که در آن بیان می‌کند

گردشگری ماجراجویانه بایستی دستکم دو معیار از سه معیار زیر را داشته باشد:

۱. فعالیت فیزیکی ۲. محیط طبیعی ۳. رویارویی فرهنگی

به عنوان مثال در سفر به پرو، شما درگیر پیاده روی خواهید شد (فعالیت بدنی)، از مسیر ماچ وپیچو زیبا گذر می‌کنید (محیط طبیعی)

و برخورد نزدیکی با افراد بومی و محلی آنجا خواهید داشت (رویارویی فرهنگی).

گردشگری ماجراجویانه نیز مانند انواع دیگر سفر می‌تواند داخلی و بین المللی باشد.

در تعریف سازمان جهانی گردشگری آمده است که سفر ماجراجویانه سفریست که بایستی با یک شب اقامت همراه باشد

و کمتر از یک سال زمان سفر طول بکشد. ( ۲۰۱۴ ،UNWTO )

اما تعریف رایج تری که در مقالات مختلف جهان ارائه شده است شاید این قضیه را برای شما ملموس تر کند.

گردشگری ماجراجویانه همانطور که از کلمه ماجراجویانه هم می‌توان برداشت کرد، به مفهوم سفر به مناطق خاص و ناشناخته،

سخت گذر، نیازمند فکر و قوای بدنی ویژه و همراه با میزان خطرهای متفاوت گفته می شود.

توجه داشته باشید ماجراجویی زمانی که با مفهوم گردشگری ادغام  می شود اصول و قواعد کلی وارد تعریف آن می شود. وقتی در قالب تور قرار میگیرد،

ناخودآگاه پای متصدیان تورهای گردشگری به میان  می آید، متصدیانی که بایستی تجربه و دانش کافی درباره فعالیتهای ماجراجویانه

را داشته و از اصول کلی طراحی بسته های تور و پس از آن، طراحی تخصصی تورهای ماجراجویانه،

آگاهی از آسیبهای احتمالی آن بر روی گردشگران، شرکت خدمات مسافرتی و..  را داشته باشد.

نکته جالبی که باید مورد توجه قرار بگیرد این است که به علاقه مندانی که قصد استفاده از تورهای ماجراجویانه مخاطره آمیز را دارند،

دیگر کلمه گردشگر اطلاق نمیشود بلکه آ نها نیز جزئی از تیم ماجراجویانه محسوب میشوند.

ماجراجویی مخاطره‌آمیز

این به آن معناست که در این تورها توسط تیم اجرایی وظایفی به شرکت کنندگان محول میشود که بایستی رعایت و انجام دهند تا برنامه هرچه ایمن تر پایان پذیرد.

درکل می توان تور ماجراجویانه بخصوص ماجراجویانه مخاطره آمیز یا دشوار را به دو تیم اجرایی و تیم شرکت کنندگان تقسیم کرد.

جالب است بدانید انجمن تجارت گردشگری ماجراجویانه در سال ۲۰۱۴ در گزارشی از کشورهایی نام  می برد

که تبلیغات سویی از آنها در جهان می شود و تور اپُراتورهای دنیا به صورت منظم تمایل دارند برنامه های سفر ماجراجویانه به آن مقاصد را برنامه ریزی کنند

که در بین کشورهای نام برده شده نام کشور ایران نیز دیده میشود! در حالت عادی ما با کمتر گردشگران ورودی با هدف ماجراجویی به کشور عزیزمان روبرو هستیم

ما موظف هستیم با تبلیغات صحیح و ارائه خدمات با کیفیت به گردشگران ماجراجویانه به ایران مخالف این موضوع را نشان دهیم.

خواه، ناخواه این تبلیغات سوء از سوی برخی کشورهای غربی بر علیه کشور ما صورت می گیرد

اما دولتمردان و فعالان گردشگری بایستی با هوشیاری تمام این تبلیغات سوء را از خسارت به فرصت تبدیل کنند

 

۱ ) ماجراجویی دشوار (مخاطره آمیز)

ماجراجویی دشوار یک سفر ماجراجویی است، که شامل مرحله بالاتری از چالش‌های فیزیکی و عناصر دارای خطر است.

این نوع از ماجراجویی نیازمند اعتماد به نفس بالاتر، روحیه بالاتر، خبرگی بیشتر، مهارتهای تخصصی برای لذت بردن از فعالیتهای سخت ماجراجویی است.

این نوع از گردشگری ماجراجوها رو از یک منطقه امن به سوی مناطق پرخطر سوق میدهد.

افراد ماجراجو علاقه مند به این نوع فعالیتهای ماجراجویی تعداد کمی از کل ماجراجوها را تشکیل میدهند.

ماجراجویی دشوار در ایران میتواند شامل موارد مختلفی از فعالیتهای ماجراجویی باشد که مواردی از آ نها را میتوان به صورت زیر نام برد:

صعود (کوه، سنگ، برف)، غارنوردی، دره نوردی، رفتینگ (قایقرانی در آ بهای خروشان)، دوچرخه سواری کوهستان، موج سواری، ورز شهای هوایی و..

گردشگری ماجراجویانه

حتی بازدید از حیات وحش را در ایران میتوان در این دسته قرار داد.

تورهای حیات وحش در اکثر مناطق دنیا به دلیل تعدد جانوران به صورت سافاری و در زمان صحیح اغلب قابل مشاهده هستند

در زمره سفرهای ماجراجویانه نرم قرار  میگیرند.

اما در کشور عزیزمان با وجود داشتن گونه های مختلف از تعدد جانوری کمی بهره مند هستیم

که خود به مرور باعث از بین رفتن گونه ها و بعضا گونه های منحصر بفرد می شود.

متاسفانه به دلایل بسیاری از جمله خشکسالی، شکار غیر اصولی که در ایران برای مدت زیادی

بایستی روی این امر نظارت جدی شود- روز به روز از تعداد این جانوران که گهگاه منحصر به کشور عزیزمان هستند کاسته میشود.

به همین دلیل بازدید از حیات وحش ایران با دشوار یهای خاصی از جمله صبوری بیشتر، پیمودن مسافتهای طولانی تر و دشواری های دیگری روبروست.

 

ماجراجویی نرم (کم خطر)

ماجراجویی نرم برخلاف ماجراجویی سخت، به سفری با فعالیتهای دارای ماجراجویی راحت اشاره دارد.

گاهی اوقات خطر ویژه ای وجود ندارد.

این نوع از ماجراجویی از انواع ایمن تر گردشگری ماجراجویی است که در آن به ماجراجوها بایستی

آموزش‌های مقدماتی و آشنایی از منطقه مورد بازدید، اطلاعات محیط زیستی و رعایت برخی اصول داده شود

احتیاج زیادی به آموزش یا راهنمایی فنی تر و تخصصی تر از جانب کا رشناسان نیست.

اکثر ماجراجوها در این بخش از گردشگری ماجراجویانه قرار دارند.

ماجراجویی نرم شامل پیاده روی فرهنگی – تاریخی، کمپ زدن، ماهیگیری اصولی، پیاده روی بر روی زمین

با ناهمواری کم، اسنورکلینگ، تورهای عمومی دوچرخه سواری یا اسب سواری ساده.

نوع و ماهیت ماجراجویی به انتخاب و انگیزه ماجراجوها بستگی دارد. آن نیروی درونی یا انگیزه ماجراجوها ماهیت سفرها را تعیین میکند.

انگیزه در یک ماجراجو با ماجراجوی دیگر متفاوت است، به عنوان شخصی که مناطق جدیدی را کشف می‌کند،

کسی که فعالیتهای هیجان انگیز را انجام می‌دهد یا کسی که ترجیح می‌دهد یک برنامه آرامش بخش کمپینگ را تجربه کند یا ماهیگیری اصولی کند و….

به طور کلی گردشگری ماجراجویانه بایستی در قالب تور صورت گیرد پس ناخودآگاه از اصولی پیروی میکند که در زیر به آ نها می پردازیم:

اولین و مهمترین عامل در اینگونه تورها رعایت و حفظ ایمنی است.

ایمنی خود نیز مستلزم رعایت چهار بخش اساسی است:

الف) استفاده از ابزار و تجهیزات بروز و مدرن “که در مباحث آتی درباره آن صحبت میکنم ”

ب) استفاده از مربیان و متخصصان مجرب با سابقه و مدارک قابل تایید در تورهای ماجراجویانه  “که در مباحث آتی درباره آن صحبت می کنم”

ج) بیمه کامل اجرای فعالی تهای ماجراجویانه  “که متاسفانه در کشور عزیزمان با مشکلات بسیاری در این قسمت روبرو هستیم”

د) وجود امدادگر یا امداد گران، داشتن آشنایی به استفاده از کمکهای اولیه تمامی تورگردانان و متصدیان تور بایستی

نکات مهم فوق را در نظر بگیرند و آگاهی های لازم را داشته باشند در غیر این صورت احتمال بروز اتفاقات جبران ناپذیری خواهد بود.

 حفظ محیط زیست و حیات گونه های گیاهی و جانوری موجود

در آن نکته بسیار مهم دیگری که بسیاری از مجریان و علاقه مندان به این فعالیتها رعایت نمی‌کنند، حفظ محیط زیست و حیات موجود در آن است.

در صورت عدم رعایت این نکته احتمال آسیب ونابودی در محیط زیست بی نظیر کشورمان افزایش خواهد یافت.

از سالها قبل گروههای مشتاق، گروههای نظامی که آموزشهای خاصی دیده بودند

و یا اشخاصی در قالب وظیفه و یا تفریح به انجام فعالیتهای ماجراجویانه می پرداختند.

اما از شروع این فعالیتها در قالب تورهای اصولی ماجراجویانه زمان زیادی نمی گذرد و این امر نیازمند فراهم کردن

انواع زیرساختهای لازم برای جذب گردشگری ماجراجویانه در ایران عزیزمان است.

و اما توانایی های لازم شخص سرپرست در تورهای ماجراجویانه که مبحث بسیار مهم و تامل برانگیزی است.

به گفته کیانوش محرابی رئیس انجمن رفتینگ ایران، یک فرد برای رسیدن به مرحله اداره یک تور ماجراجویانه، بایستی

چهار مرحله بسیار مهم زیر را بگذراند که با توجه به محدودیت مقاله تیتروار خدمتتان عرض میکنم:

۱. دانش  Knowledge

۲. تمرین  Training

۳. تجربه  Experience

۴. قضاوت و تصمیم گیری  judgment

متاسفانه در کشور ما تعداد کمی از افراد هستند که به درجه قضاوت رسیده باشند و تنها با گرفتن یک دوره و شرکت در چند تور مبادرت به برگزاری تورهای ماجراجویانه می کنند و خسارتهای جانی و مالی را به همراه می آورند.

این حوادث باعث بدبینی و ترس گردشگران و علاقهمندان به تجربه تورهای ماجراجویی می شود و این موضوع بیشتر از این که موجب پیشرفت گردشگری ماجراجویانه در ایران شود، تبلیغ سوء به همراه خواهد داشت

 

ماهنامه سفر را آنلاین سفارش دهید و یا دانلود کنید