توصیه‌های سفر

ساعت سوئیسی بخریم یا ژاپنی؟ مزایا و معایب هر…

بحث انتخاب بین ساعت سوئیسی و ساعت ژاپنی همیشه در بین طرفداران ساعت مچی، یک بحث پرهیاهو و جالب انگیز بود و هست. قبل از اینکه ادامه این مطلب را بخوانید به خودتان این جواب را بدهید که کدام را انتخاب می‌کنید و چرا؟ اگر نظر ما را بخواهید باید بگوییم صنعت ساعت سازی واقعا تشکیل شده از ساعت سوئیسی و ساعت ژاپنی است و هر آنچه که موجب تغییر در این صنعت شده، حاصل رقابت آنهاست. هر کدام از آنها دارای مزایا و شاید معایبی هستند که در ادامه می‌خواهیم درباره این موضوع بیشتر صحبت کنیم.

 

1-re0205e

مقایسه قدمت و تاریخچه ساعت سوئیسی و ساعت ژاپنی

حتی اگر اهل دنیای ساعت نباشید، قطعا باید بدانید که سوئیس مهد و سرزمین تولید ساعت مچی است. تولید و شروع صنعت ساعت سازی از اوایل قرن شانزدهم و در سوئیس شکل گرفت. ساعت‌های سوئیسی به خاطر نوآوری و کمیاب بودنشان خیلی مورد توجه و استقبال قرار می‌گرفتند. همچنان هم ساعت‌های سوئیسی از لحاظ مهارت در تولید و تاریخچه غنی که دارند مورد توجه قرار می‌گیرند. اما در اوایل ایجاد این صنعت داخل سوئیس، به علت پیچیدگی و هزینه بالای تولید ساعت، ساعت‌های سوئیسی جزو اکسسوری لوکس و گران قیمت شمرده می‌شدند که البته برای همه قابل دسترس و تهیه نبود.

اما ساعت‌های ژاپنی با اینکه مدت زمان زیادی از ورودشان به عرصه ساعت سازی نگذشته، بیشتر بخاطر ایده‌های نوین و رقابت با ساعت‌های گران قیمت سوئیسی مورد استقبال قرار گرفتند. نحوه ورود ساعت ژاپنی را می‌توانیم بر سر رقابت برای تولید ساعت مچی ارزان قیمت‌تر نسبت به ساعت سوئیسی معرفی کنیم. ژاپنی‌ها به خوبی توانستند نقاط ضعف ساعت‌های سوئیسی را شناسایی کنند و با حفظ کیفیت ساعت‌هایی را تولید کنند که در دسترس همه باشد. توجه به حفظ کیفیت و کاهش قیمت ساعت نکاتی بود که ژاپنی‌ها از همان ابتدا به آن توجه داشتند. به همین خاطر است که می‌گوییم همیشه ساعت‌های سوئیسی جایگاه و پرستیژ ویژه خودشان را دارند اما افرادی هم هستند که با استدلال‌های منطقی ارزش ساعت‌های ژاپنی را بهتر میدانند.

مقایسه موتور در ساعت سوئیسی و ساعت ژاپنی

یکی از عوامل رقابتی بین ساعت سازان سوئیس و ژاپن، قلب ساعت یعنی همان موتور بوده و هست. اولین ساعت‌های مچی که در سوئیس تولید می‌شدند، دارای موتور مکانیکی بودند. ساعت مکانیکی همچنان هم تولید می‌شود و با رفع نواقص گذشته، می‌توانیم بگوییم امروزه با استقبال خوبی هم همراه است. تولید و هزینه ساعت‌های مکانیکی در ساعت مچی سوئیسیبسیار بالا بود. دلیل آن هم قطعات ریز و بهم پیوسته موتور مکانیکی است که بصورت دستی اسمبل می‌شد و هزینه تولید را هم از لحاظ مبلغی و هم زمانی بالا می‌برد. به علاوه اینکه ساعت‌های مکانیکی قدیمی با دقت کمتری زمان را نمایش می‌داند و گهگاه عقب می‌ماندند. ساعت سازان ژاپنی با دیدن چنین فرصتی خلاقیت به خرج دادند و روش دیگری برای موتور ساعت امتحان کردند. برند ساعت مچی سیکو، اولین کمپانی ژاپنی بود که موتور الکترونیکی را تولید کرد. موتورهایی که منبع تغذیه آنها باتری بود و علاوه بر دقت بالا در نمایش زمان، هزینه تولید کمتری هم داشتند. زمان زیادی برد تا ساعت سازان سوئیسی دست از لجاجت بردارند و به سمت تولید ساعت کوارتز بروند. از طرفی دیگر ساعت سازان ژاپنی هم بعد از جا افتادن ساعت کوارتز، دست به تولید ساعت مکانیکی و خلق ایده‌های نوین دیگر زدند.

بطور کلی در دنیای امروز صنعت ساعت سازی که هر دو این کشورها به قدرت زیادی رسیدند، ضعف‌های گذشته برطرف شده. به نحوی که امروزه می‌توانید دقیق‌ترین انواع موتور‌های مکانیکی و باتری را هم در ساعت‌های سوئیسی پیدا کنید و هم ساعت‌های ژاپنی. اما اگر بخواهیم به صورت حرفه‌ای نگاه کنیم، اکثر دوستداران ساعت مچی برای خرید ساعت مکانیکی (صرف نظر از مبلغ) به سمت ساعت‌های سوئیسی گرایش دارند. همانطور که برای خرید ساعت کوارتز سراغ برندهای ژاپنی می‌روند.

دو کمپانی رقیب که بصورت تخصصی فقط موتور ساعت تولید می‌کنند و در اختیار برندهای ساعت مچی قرار میدهند، شرکت‌های ETA و Miyota هستند. کمپانی ETA قدرتمند‌ترین تولید کننده موتور ساعت در سوئیس و Miyota رقیب او در ژاپن است که البته هر دو عملکرد فوق العاده‌ای هم در تولید موتور مکانیکی و هم کوارتز دارند. با این تفاوت که همچنان موتورهای سوئیسی قیمت بالاتری دارند و موتورهای ژاپنی خیلی به ندرت دارای مبلغ بالا هستند.

 

یادداشت

سوییس، مصداق اقتصاد مقاومتی است

اقتصاد مقاومتی
سیدمحمد بهشتی، پژوهشگر میراث فرهنگی

محمد بهشتی رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، در نشست مشورتی درباره نقش گردشگری در اقتصاد مقاومتی که در دانشگاه خوارزمی برگزار شد دیدگاهی دارد که حاوی نکات قابل توجهی است:


 هر از گاهی که از شیوه‌های اداره کشور ناامید می‌شویم اصطلاح تازه‌ای به‌کار می‌بریم و این موجب می‌شود که دلایل نارسایی‌های مدیریتی به درستی کالبدشکافی نشود.

روزگاری اصطلاح توسعه بود، بعد شد توسعه پایدار.

در تمام ادبیات برنامه‌ریزی اصطلاح توسعه پایدار را سرلوحه گرفتیم.

در بیست سال گذشته اصطلاح‌هایی از این دست به کرات مشاهده می‌شود.

از این موضوع نگران هستم که مفهوم واقعی اقتصاد مقاومتی نیز به درستی درک نشود و به سرنوشت مفاهیم قبلی دچار شود.

اقتصاد مقاومتی تنها مختص ماست؟

ابتدا این پرسش را مطرح می‌کنم که آیا اقتصاد مقاومتی تنها مختص ما است؟

قرار است فلک را سخت بشکافیم و طرحی نو دراندازیم؟

یا این که این مفهوم مصداق دارد؟ و در جهان کدام کشورها مصداق اقتصاد مقاومتی هستند؟

آیا کره شمالی مصداق است یا کره جنوبی؟ اقتصاد مقاومتی در برابر اقتصاد تک محصولی است؟

آیا باید در برابر نفت مثلا باید سنگ و مس هم صادر کنیم و رویکرد اقتصاد پرمحصول، مصداق اقتصاد مقاومتی خواهد بود؟

به لحاظ ماهوی در اقتصاد مقاومتی تامل نمی‌کنیم اما بازتاب این مفهوم چیست؟

توسعه پایدار یعنی همان اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی با توسعه پایدار تفاوتی ندارد و اگر در مفهوم توسعه پایدار تامل کرده بودیم ضرورتی نداشت اقتصاد مقاومتی داشته باشیم

و همین طور اگر مفهوم این اصطلاح را نیز درک نکنیم به‌تدریج به سرنوشت اصطلاحات گذشته دچار می‌شویم!

از کشور سوییس صحبت شد.

اتفاقا این کشور که شبیه چهارمحال و بختیاری ایران است، مصداق اقتصاد مقاومتی است.

در ۹۰۰ سال گذشته هیچ کشوری در اروپا به سوییس چشم طمع نداشته است و مرزهای آن در ۸۰۰ سال گذشته تغییر نکرده است.

دلیل آن است که این کشور از هرگونه منابع ارزشمند بی‌بهره بوده است.

نه ساحلی نداشت و نه منابع زیرزمینی.

اما در طول تاریخ، این کشور در سه حوزه فرهنگی فرانسه زبان، ایتالیایی و آلمانی زبان قرار داشت

و این سه حوزه فرهنگی همواره در حال جنگ با یکدیگر بودند. سوییسی‌ها چه در جنگ و چه در صلح از آن سود می‌بردند.

سوئیسی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که باید به صنایعی وارد شوند که مواد اولیه نیاز نداشته باشد.

مانند تیر و کمان و نیزه که عمده سلاح جنگ‌های اروپا را تامین می‌کردند.

این که صنعت ظریف و دانش‌محور ساعت‌سازی در سوئیس راه می‌افتد چنین خاستگاهی دارد.

سوییس منطقه کوهستانی سخت‌گذر است و مردان قوی بنیه دارد.

غیر از سلاح، سرباز و مزدور هم صادر می‌کردند. چون بتوانند از همه کاسبی کنند.

بنابراین لازم بود تا در صلح به سر ببرند.

به این علت سوییسی‌ها در اروپا معروفند به مسافرخانه چی! از هر فرهنگی به این کشور سفر می‌کند.

آن‌ها لازم است بلد باشند چگونه از فرهنگ‌های مختلف پذیرایی کنند.

چند سالی نیست که سوییس عضو سازمان ملل می‌شود.

حالا این جا محل حل و فصل مناقشات جهانی است و از این رهگذر سوییس حالا پول‌دارترین کشور دنیا می‌شود

و همین روشی است که ژاپنی‌ها و سایر کشورهای توسعه یافته در پیش گرفته‌اند.

اقتصاد مقاومتی یعنی شبیه خودمان باشیم

این که یک زمانی می‌خواستیم شبیه کره، مالزی و دوبی و این اواخر اربیل و هرات بشویم، اقتصاد مقاومتی نیست.

اقتصادی مقاومتی یعنی این که ما شبیه خودمان بشویم.

اقتصاد مقاومتی یعنی بفهمیم که چه کارهایی از ما برمی‌آید و چه کارهایی از ما برنمی‌آید.

این که ما تا اخرین دوره قاجار تاکنون قبیه‌ترین امر یعنی خام خواری را پیش گرفته‌ایم و از زمان رضاشاه به بعد به اوج خام خواری می‌افتیم، نکته بدی است.

این موضوع را چنانچه متوجه نشویم ارتباط آن را با گردشگری متوجه نخواهیم بود.

در این خصوص هم باید مراقب بود چون گردشگری را اگر از منظر درآمدزایی نگاه کنیم اقتصاد مقاومتی تحقق پیدا نمی‌کند.

صنعت گردشگری یک نقطه آغازی دارد و باید بدانیم رشد صنعت گردشگری چه دلایلی داشت.

در اروپا این صنعت انگیزه اقتصادی نداشت. ‌

بزرگان اروپا بعد از جنگ جهانی دوم، جمع شدند تا راهکاری اساسی برای پایان دادن به سال‌ها دشمنی و کدورت پیدا کنند.

اروپایی‌ها با توجه به تبار متنوع‌شان، همواره کدورت‌های عشیره‌ای داشتند که در نورمن‌ها و آنگلوساکسون‌ها ریشه دارد.

حتی با توسعه مدنیت این مشکلات باقی می‌ماند.

در قرن ۱۸ و ۱۹ این مسایل تئوریزه هم می‌شود به طوری‌که آلمان‌ها در دبستان آموزش می‌دیدند که فرانسوی‌ها “ضایعات نالازم خلقت هستند و برعکس.

همین تصورات، دلیل کشتار یکدیگر بود. آن‌ها سرانجام به این نقطه رسیدند که تنوع فرهنگی با همان حقیقت باید توسط دیگران شناخته شود و  گردشگری به دلایل امنیتی مهم است.

در جریان این روند، سودمندی اقتصادی هم به همراه خواهد داشت.

ارزش کاه و گندم را قاطی نکنیم

بنابراین امنیت گردشگری به مثابه ارزش گندمی است که می‌کارند و درآمد حاصل از آن به مثابه ارزش کاه این گندم است.

متاسفانه ما ارزش این دو را اشتباه گرفته‌ایم. باید بدانیم گندم گردشگری کدام چیست و کاه کدام است؟

ما این دو تا را اشتباه گرفتیم. اگر کاه بکاریم که کاه هم حاصل نمی‌کنیم چه برد به گندم!  

در کشورمان از سال ۳۷ به این سو گردشگری داخلی داریم.

آیا مازندران توسعه پایدار پیدا کرده است؟ ما مازندران و گیلان را به گردشگری باخته‌ایم!

گردشگری که تولید زباله می‌کند و نه درآمد و این بحران‌های اجتماعی ایجاد می‌کند.

امروز تهرانی در صف نانوایی در مازندران جرات نمی‌کند اعتراض کند.

در مواردی از این دست  رویدادها، التهاب فرهنگی می‌آفریند. به راستی دلیل این پدیده چیست؟

ارزش گردشگری در مقیاس داخلی و خارجی ارزش امنیتی دارد.

چنانچه مظهر اقتصاد مقاومتی را سوییس و ژاپن بدانیم و ذهن را نسبت به این موضوع کالیبره می‌کنیم،

دیگر هرکسی نمی‌تواند منویات خود را به اقتصاد مقاومتی تعمیم بدهد.